مغز ها: دنیای قدیم و دنیای بهروز:
ابتدا باید به دوران باستان و در ادامه دوران قدیم، نگاهی بیاندازیم تا بدانیم که در دنیای بهروز، فریب تجارت ها و... را نخوریم.
اگر بخواهیم با ترمینولوژی امروزی، فیلسوفان کلاسیک و نظریات حکیمانه آنها را نامگذاری کنیم، باید بگوییم که آنها هم تئوربسین بودهاند و هم ایدئولوگ.
به عبارت دیگر ، آنها هم راجع به جهان بینی نظر می دادند و هم راجع به سرنوشت و خیر و شرّ برای بشر.
البته عده ای بودهاند که نکات علمی جالبی ابراز داشتهاند اما باید توجه کرد که این نکات، بیشتر شبیه تیری بوده است که در تاریکی به هدف خورده است، یعنی برآیند تجارب و آزمایش های متدیک علمی نبوده است ( مثل نظریه اتمی دموکریت یا مثلاً بحث علیّت).
به عبارت دیگر ، برای قرن ها، برای بهبود زندگی عملی بشر، رسالتی انجام نشد.
در تمام طول آن مدت، بزرگان علم و اندیشه، بیشتر به خرد و هوش خود متکی بودند تا تجربه.
به عبارت دیگر ، آنها « عقل پرست » بودند.
خوب می دانیم که عقل هم مرز تخیل است و جاهایی هست که این دو می توانند به راحتی با هم مخلوط و غیر قابل تشخیص شوند.
بی توجهی به تجربه و نیز غیر مسلح بودن حس بینایی و سایر حواس ، علاوه بر این محدود بودن حواس انسان ( حتی نسبت به حیوانات )، کار متفکرین زمان را به خیال پردازی محض می کشانده است.
برتراندراسل ، بزرگانی چون افلاطون و ارسطو را « قاتلین علم » می خواند زیرا به عقیده راسل، آنها با خیال پردازی ها و لفاظی های خودشان، اذهان کنجکاو را از تحقیق علمی منحرف کرده اند.
برچسب:
نویسنده: mahdilife