

متنی که در زیر، نقل می شود، از اوریانا فالاچی است. شرایطی در زندگی انسان ها وجود دارد، که هر کسی آرزو می کند که ای کاش مرده بود. شرایطی سخت، رنج ها و زجر های تمام نشدنی، روزگاری که فقط به تو و امثال تو، خیانت می کند، چون دیگران زندگی معمولی دارند. باید به خاطر داشت که این، بزرگنمایی ذهن است. نباید به این نوع افکار توجه کرد.
فالاچی:
«آیا واقعاً از نبودن، چیز بدتری وجود دارد؟
دوباره می گویم که من از درد نمی ترسم. درد با خودمان به دنیا می آید.با ما بزرگ می شود و همیشه با ماست... بگذار حقیقی را بگویم: من از مرگ نیز هراسی ندارم. کسی که مرده است یعنی اینکه زندگی کرده و از هیچ به دنیا آمده است: من از نبودن می ترسم. از اینکه بگویم هیچ وقت زنده نبوده ام، می ترسم »
توضیحی در اینجا لازم است: این مغز ما هست که نوع نگرش ما به مشکلات را تعیین می کند و مغز ما هم تحت تأثیر عوامل محیطی و اجتماعی است، ولی باید دانست که نیازهای پایه( رده اول و دوم هرم مازلو )، باید و باید تأمین شود و به هیچ وجه، به دیدگاه، مربوط نیست. مثلاً وقتی پولی نداری که نان بخری چون ورشکست شده ای، چه فرقی دارد که در یک شهر مشهور در جهان، گرسنه باشی یا در یک شهر گمنام؟
دکتر محمدمهدی بخارائی
برچسب:
نویسنده: mahdilife