خودکشی تهاجمی یا انفعالی؟ آپوپتوز ، مثال خوبی است:
خودکشی ، دو حالت دارد: خودکشی انفعالی ( که صد در صد، در مبتلایان به افسردگی شدید انجام می شود، مثلاً خودشان را از ارتفاعی پرت می کنند)، و خودکشی تهاجمی.
در خودکشی تهاجمی ، شخص ، طبق میزان نبوغی که دارد، با برنامهریزی ، اشخاصی که او را به این وضع انداخته اند را نیز همراه خودش ، حذف می کند.
بدون شک، کمک واقعی نیاز است( هرم نیازهای انسان بر پایه رده بندی مازلو، مطالعه شود ).
نکته اینجاست که در بدن هر انسانی ، خودکشی سلولی ، یک فرایند طبیعی است.
آپوپتوز به معنی مرگ برنامه ریزی شده سلول است. برخلاف نکروزیس، آپوپتوزیس یک فرآیند برنامه ریزی شده است که باعث ایجاد مزیت های زیادی در سیکل سلولی موجود زنده می شود.
آپوپتوز در پست دیگری، بیان داده میشود.
تغییر انرژی آزاد یا G:
جهت یک واکنش شیمیایی را تعیین میکند، که یکی از عواملی که به آن وابسته است، انتروپی ( بی نظمی ) می باشد. این یک نمونه از میلیون ها نمونه ایست که موجودات را زنده نگه می دارد. پس چرا آپوپتوز وجود دارد و منفعت دارد؟
خواننده گرامی ، منظور این است که اگر با موردی مثل « مردی، تعدادی را کشت و سپس خود را با اتومبیلش در وسط جمعیتی... منفجر کرد » مواجه شدی، ابتدا به صورت علمی به این تراژدی و اتفاق غم انگیز نگاه کن و بپرس: چه عواملی باعث شدند که آن مرد، این کار را بکند؟ یعنی کسی نبود که کمک کند؟
همیشه باید به هر ماجرایی، از دو یا چند زاویه ، نگاه کرد.
باید تحلیل کرد و کمک کرد که تکرار ( به هر شدتی ) نشود.
اگر کسی پول خریداری نان را هم نداشته باشد، چه کسی در این ۸ میلیارد انسان، کمکش می کند؟ باید کمک کرد، کمکی که هرگز نمی آید. انسانها با مسائل مذهبی ( مثل بخشش گناهان توسط کشیش یا... ) خودشان را فریب میدهند تا راحت باشند و به کسی « کمک واقعی » نکنند.
کمک کنیم تا ضربهای نبینیم. مغز انسان ، بسیار پیچیده است.
دکتر محمدمهدی بخارائی
برچسب:
نویسنده: mahdilife